تبليغاتX
برون
برون
فرهنگي هنري
رفتي و بهار ما خزان شد گل من

رفتي و بهار  ما  خزان شد گل من

غم آمد و اشك من روان شد گل من

هر كس  خبري  بياورد  از سويت

او  مايه ي آرامش جان شد گل من

سروده :منوچهر برون

|+| نوشته شده توسط منوچهر برون در یکشنبه دهم اردیبهشت 1391 ساعت 16:28 |

ما بي تو چه سرنوشت شومي داريم

در خويش شكستيم كه با ما باشي

از غير    گسستيم كه با ما باشي

ما بي تو چه سرنوشت شومي داريم

خو ا ها ن تو هستيم كه با ما باشي

سروده :منوچهربرون

|+| نوشته شده توسط منوچهر برون در چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391 ساعت 15:59 |

عبورم كرده بودي بار ديگر

صبورم كرده بودي بار ديگر

مرورم كرده بودي  بار ديگر

چراغ زندگي قرمز شد انگار

عبورم كرده بودي بار ديگر

سروده :منوچهربرون

|+| نوشته شده توسط منوچهر برون در شنبه نوزدهم فروردین 1391 ساعت 23:6 |

آتش عشق

از  آتش  عشق  فتنه  ها بر پا شد

عاشق به هواي عاشقي رسوا شد

معشوق به عشوه هاي نازش مشغول

اين جنگ و جدال خواندني زيبا شد

سروده :منوچهربرون

|+| نوشته شده توسط منوچهر برون در پنجشنبه هفدهم فروردین 1391 ساعت 19:9 |

جاده

دو چشمم جاده را كاويد  شايد

عزيز  رفته   بر گردد    بيايد

دلم از ديدنش عمريست محروم

خد ا يا  غيبتش  ديري   نپايد

سروده :منوچهربرون

|+| نوشته شده توسط منوچهر برون در یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390 ساعت 1:38 |

اي دل تو عذاب مي كشي مي فهمم

اي دل تو عذاب مي كشي مي فهمم

از دست رفيق نا خوشي  مي فهمم

ما را چو شريك با غمت همدم كن

ما نند لهيب    آتشي   مي    فهمم

سروده :منوچهربرون

|+| نوشته شده توسط منوچهر برون در شنبه سیزدهم اسفند 1390 ساعت 23:50 |

در راه حبیب جانفشانی شرط است

سرکش  نشوید  مهربانی  شرط ا ست

با یار صدیق خوش زبانی شرط است

رفتار تو انعکاس  شخصیت  توست

در  راه  حبیب  جانفشانی  شرط است

سروده :منوچهربرون

|+| نوشته شده توسط منوچهر برون در شنبه بیست و نهم بهمن 1390 ساعت 9:55 |

سكوتم را شكستم حيف بي جا

سكوتم را شكستم حيف بي جا

ز تنهايي گسستم حيف بي جا

بزرگان  از  دغل هاي تو گفتند

ولي من با تو هستم حيف بي جا

سروده :منوچهر برون

|+| نوشته شده توسط منوچهر برون در سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390 ساعت 17:31 |

افسرده نشو سراب سهمم شده است

يك  گريه  ي نا صواب سهمم شده است

اند وه   دل   خراب    سهمم شده   است

بي  تا ب  تر  از هواي  شرجي    هستم

افسرده  نشو    سراب  سهمم   شده است

سروده :منوچهربرون

|+| نوشته شده توسط منوچهر برون در جمعه هفتم بهمن 1390 ساعت 18:57 |

برو اي دل گشا بال و پرت را

برو اي دل  گشا بال و پرت را

نسو ز ان عمر شاداب وترت را

تو ميداني كه دنيا هيچ  و پوچ است

از اين دنيا رها كن  پيكرت را

سروده :منوچهربرون

|+| نوشته شده توسط منوچهر برون در جمعه بیست و سوم دی 1390 ساعت 19:16 |